خواسته های زن بعد از انجام رابطه جنسی چیست؟

در یک مطالعه در اروپا بعد از نظرخواهی از عده زیادی از زنها لیستی از مواردی که آنها بعد از رابطه جنسی و ارگاسم دوست دارند برایشان انجام شود، تهیه شده است.البته باید توجه داشت که گروههای مختلف خانمها تمایلات متفاوتی داشته و حتی ممکن است چیزهای موردعلاقه عده ای در این لیست وجودنداشته باشد.بعبارت دیگر موارد زیرقابل تعمیم به کل جامعه زنان نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1 –  درآغوش گرفتن: تقریبا» همه خانمها دوست دارند که بعد از رابطه جنسی ،توسط مرد درآغوش گرفته ونوازش شوند.در آغوش گرفتن و حلقه کردن دستها بدور زن و نوازش او احساس بسیارخوبی به زن میبخشد.حتی اگر بسیارخسته شده اید و دیگر انرژی برای ادامه دادن ندارید،دستهایتان را بدور اوحلقه کرده چندکلمه محبت آمیز به او بگویید وبعد بخوابید!

2 – درمقابل گروه قبل،عده قلیلی از زنها هم هستند که بعد از پایان رابطه جنسی ،دیگر هیچگونه تماس جسمی و عاطفی را دوست ندارند.این افراد اظهار میکنند که آنهابقدری تحریک شده اند که بعد از آن هرگونه تحریک دیگری برایشان لذتی نداشته و عذاب آورخواهدبود.البته این خواسته هرگز به معنی سرد مزاجی این زنها نیست.آنها فقط دوست دارند مدت کوتاهی باخودشان تنهاباشند،پس آنها را درک کنید.

دربرخوردبا این زنها باید بعد از انجام رابطه جنسی از آنها بپرسید:«عزیزم حالت خوبه؟آیا همه چیز مرتب است؟ یا آیا چیزی احتیاج نداری؟» و بعد از ابراز خوشنودی ازانجام سکس با او،زن را نیم ساعتی تنها بگذارید تا استراحت کند.

3 – صحبت کردن:هرچند اکثرمردها بدنبال رابطه جنسی خسته شده و یارای انجام هیچکاری را ندارند ولی گروهی از زنها دوست دارند که بعد از رابطه جنسی کمی صحبت کنند.در این مواقع فقط باید گوش خود را به اوبسپارید! اگرخوش شانس باشید او به شرح آنچه گذشت و احساسش ازرابطه جنسی با شما می پردازد.اما مواظب باشید که در بین صحبتهای او صدای خوروپف شما بلند نشود!

همه مردها بعد از ارگاسم دوست دارند کمی بخوابند،این امرکاملا»طبیعی است.ولی به شریک جنسیتان هم توجه داشته باشید واجازه دهید او در کنارشما باشد، تا این تصورپیش نیاید که شما فقط به فکر خودتان هستید.

 

4 – گاهی ممکن است زن همچنان برای انجام یک عمل جنسی دیگربرای باردوم اشتیاق داشته باشد.دراین حالت اگرشماهم آمادگی دارید بهتر است او کمی با آلت شما بازی کند تا برای رابطه جنسی دوم تحریک شوید.
اما اگر به دلیل سن بالا یا هر علت دیگری قادر به ادامه نیستید،برای او توضیح دهید که شما اکنون توانایی انجام رابطه جنسی مجدد را ندارید و برای اینکه بتوانید این کار رابخوبی انجام دهید باید کمی استراحت کنید تا دوباره سرحال شوید

انسان، ص.ک.س و تکامل طبیعی

یکی از تفاوت های عمده ای که بینص.ک.سوآلیته انسان با سایر جانوران مشاهده می شود، این است که در اکثر حیوانات، تمایلات جنسی ماده به زمان تخمک گذاری او محدود می شود. در حقیقت در حیوانات، غریزه ی جنسی تنها وسیله ای برای بقای نسل است. در اینجا سوال عمده ای که برای بیولوژیست ها مطرح می شود، این است که چرا تکامل طبیعی در جهت خلق موجودی بوده است که در او ص.ک.سوآلیته تنها جنبه بقای نسل ندارد؟ص.کسوآلیته انسان به دلیل پیچیده گی اش، همیشه ذهن دانشمندان حوزه های مختلف را به خود اشغال کرده است. متاسفانه به علت تابوهایی که در این زمینه در فرهنگ ما وجود دارد، کمتر به این موضوع پرداخته شده و نوشته های اندکی به زبان فارسی دراین زمینه به چشم می خورد.

هدف ما در این مقاله، آشنا نمودن خواننده های فارسی زبان، با ص.ک.سوآلیته از دیدگاه «بیولوژی تکاملی» می باشد.

بیولوژیست ها با مقایسه و مشاهده ی سیر تکاملی ص.ک.سوآلیته در موجودات زنده، سعی نموده اند یک سری خصوصیات جنسی انسان را نیز بررسی کنند. یکی از تفاوت های عمده ای که بین ص.کسوآلیته انسان با سایر جانوران مشاهده می شود، این است که در اکثر حیوانات، تمایلات جنسی ماده به زمان تخمک گذاری او محدود می شود. در حقیقت در حیوانات، غریزه ی جنسی تنها وسیله ای برای بقای نسل است. حس غریزی که در حیوان ماده وجود دارد، تمایلات جنسی او را با زمان تخمک گذاری اش منطبق کرده است. دلیل این مسِئله، مهم ترین اصل قانون تکامل طبیعی، یعنی همان قانون بقای نسل موجودات است. این قانونی است که با آن می توان بیشتر تحولات و تغییرات «نوع»های مختلف را توجیه کرد.

در اغلب جانوران و خصوصا پستان داران، حیوان ماده به طور غریزی از زمان تخمک گذاری اش آگاهی دارد و با نشانه ها یی، این تخمک گذاری را به حیوان نر اطلاع می دهد. این نشانه ها می توانند» رفتاری» یا «غیر رفتاری» یا ترکیبی از هر دو باشند. به عنوان مثال در شامپانزه ی ماده، با شروع تخمک گذاری دهانه آلت تناسلی به رنگ قرمز در می آید و او این تغییر را با خم شدن در مقابل شامپانزه نر به معرض دید او قرار می دهد.

تکامل طبیعی، این آگاهی غریزی از زمان تخمک گذاری را در انسان پاک کرده است. بیو لوژیست ها این فقدان آگاهی که نتیجه اش عدم توانایی انتقال آن به مرد می باشد را «تخمک گذاری نهان » می نامند.

انسان بر خلاف اغلب موجودات، رابطه جنسی اش را در تمام سیکل ماهانه زن ادامه می دهد. زن جزو معدود موجودات مونثی است که در زمان های غیر تخمک گذاری اش مو جود مذکر را از خود نمی راند. زیرا که تمایلات جنسی اش از «تولید مثل» فراتر رقته اند. بطوری که حتی در زمان بارداری و نیز بعد از یائسگی نیز این نیازها به وجود خود ادامه می دهند. به این ترتیب بیشترین رابطه ی جنسی آدم ها در زمان هایی صورت می گیرد که امکان بارداری وجود ندارد.

در اینجا سوال عمده ای که برای بیولوژیست ها مطرح می شود، این است که چرا تکامل طبیعی در جهت خلق موجودی بوده است که در او ص.کسوآلیته تنها جنبه بقای نسل ندارد؟ باید گفت این ویژگی حتی پیش از رشد تمدن و فرهنگ در انسان وجود داشته است. چیزی که نشان گر این است که دلایل دیگری نیز در ایجاد این بعد در انسان دخیل بوده اند.

***

در اینجا ما به ذکر دو تئوری که توضیح این تخمک گذاری نهان را هدف قرار داده اند، می پردازیم:

تئوری نخست توسط «ریچارد الکساندر» و»کاترین نو نان»[1]، دو بیولوژیِست دانشگاه میشیگان مطرح شده است. اساس این تئوری بر » ناتوان بودن نوزاد انسان» می باشد. در حقیقت، بر خلاف اکثر پستان داران که خیلی زود به استقلال می رسند، نوزاد انسان تا سال ها نیاز به حمایت و تامین غذایی دارد. در انسان های بدوی، بخاطر شکل زندگی شان، این مسئله حادتر بوده است. نقش پدر در اغلب حیوانات به باروری تخمک خلاصه می شود و حیوان نر بعد از بارور کردن ماده، به جستجوی ماده ای دیگر برای باروری می رود. زیرا طبق برنامه ریزی غریزی اش، ژن های بیشتری باید از خود برجا بگذارد.

برای انسان های ابتدایی ماجرا پیچیده تر از این بوده است. برای زن بدوی، رفتن مرد بعد از باروری، به منزله ی به خطر افتادن جان فرزندش تلقی می شده است. زیرا که نگهداری از کودک و هم زمان جستجوی غذا برای ادامه ی حیات خود و نوزادش تقریبا غیر ممکن بوده است. در نتیجه انتخاب طبیعی در جریان تکامل، زنانی را بر گزیده است که دارای تمایلات جنسی فراتر از دوران تخمک گذاری بوده اند. بدین ترتیب اگر در اغلب حیوانات ماده، پذیرایی رابطه بر قرار کردن با جنس مخالف، تنها به زمانی که قابلیت بارآوری دارند خلاصه می شوند، در زن این قابلیت شکل مداوم به خود گرفته است. همانطور که گفتیم در زن هیچگونه رفتاری که در آن نشانی از تخمک گذاری بوده و برای مرد قابل تشخیص باشد، مشاهده نمی شود. در نتیجه مرد بدوی چون نمی دانسته چه زمانی قادر است زن را بارور کند، ناچار بوده است که با او بماند. زیرا تنها گذاشتن او و به سراغ زن های دیگر رفتن دو نتیجه منفی برای او به همراه داشته است:

- به جای او رقبایش در غیابش زن را بارور کنند و بدین ترتیب ژن هایش را نتواند به نسل بعد انتقال دهد.

- چون از زمان تخمک گذاری هیچ کدام از زنهای احتمالی که با آن ها ارتباط برقرار کرده اطلاعی ندارد، در نتیجه این امکان وجود دارد که هر چند با زن های متعددی رابطه بر قرار کرده است، ولی در نهایت هیچ یک از آنان را بارور نکرده باشد.

بدین ترتیب پذیرا بودن مداوم زن بدوی برای برقراری رابطه جنسی با مردش، حمایت و تامین غذایی خودش و کودکانش را برای او به همراه داشته است.

***

تئوری دیگری که در مقابل این تئوری قرار می گیرد، توسط «سارا هردی»[2] مردم شناس دانشگاه کالیفرنیا مطرح شده است. این تئوری بر پایه ی مشاهده ی پدیده ی «بچه کشی» در بین یک سری حیوانات و نیز بعضی جوامع ابتدایی می باشد. این پدیده در حیواناتی که از لحاظ ژنتیکی به انسان شبیه هستند مثل شامپانزه ها و گوریل ها و نیز در نزد شیرها و سگ های شکاری آفریقا، به چشم می خورد. «بچه کشی» به این مفهوم است که نر بالغ زمانی که می خواهد ماده ای را تصاحب کند، دست به از بین بردن بچه های آن ماده می زند و بدین ترتیب بازمانده های رقبایش را که حامل ژن های این رقبا هستند را نیز نابود می کند.

دلیلی که دانشمندان برای توضیح این اقدام نر بیان می کنند به شرح زیر است:

ماده ای که در پریود شیر دادن به فرزندش به سر می برد، در بیشتر موارد تخمک گذاری نمی کند. نر از راه رسیده برای اینکه بتواند ماده را بارور کند، با کشتن نوزاد به شیرسازی مادر خاتمه می دهد و باعث می شود او تخمک گذاری را از سر بگیرد. بدین گونه حیوان نر قادر خواهد بود که ماده را بارور کند و فرزندی که حامل ژن های اوست بوجود آورد. 3/1 بچه گوریل ها به این طریق جان خود را از دست می دهند.

در تئوری سارا هردی، «تخمک گذاری نهان» و «تمایل جنسی مدام ماده» راهی برای جلوگیری از این فرزند کشی می باشد. به عقیده سارا هردی، اگر طبیعت در سیر تکاملی اش به ماده هایی رسیده که دارای این خصوصیات هستند، به این دلیل است که به نوعی سدی در مقابل این بچه کشی قرار دهد. به این ترتیب که ماده هایی که تمایل جنسی مداوم داشته اند، به رابطه با یک نر اکتفا نمی کرده اند. بر قراری ارتباط جنسی با نرهای گوناگون، باعث می شده که این نرها دیگر اقدام به کشتن بچه های او نکنند. زیرا هر کدام خود را بطور پتانسیل، پدر او و در نتیجه او را حامل ژن های خود تلقی می کردند.

اگر بخواهیم این دو تئوری را در مقابل هم قرار دهیم باید بگوییم که در تئوری اول «تخمک گذاری نهان» عاملی برای تقویت تک همسری است در حالی که در تئوری دوم در جهت از بین بردن تک همسری و نامشخص کردن پدر است.

وجه اشتراک این دو تئوری در این است که در هر دو آن ها، دلیل این تغییر و تحول حفظ جان نوزادان است.

دو بیولوژیست سوئدی به نام های»سیلن تولبرگ» و» آندرس مولر»[3]، بر اساس مشاهداتشان عنوان می کنند که این دو تئوری می توانند مکمل باشند. یعنی آنها را به عنوان دو مرحله از تکامل تلقی می کنند. به این ترتیب که در ابتدا ماده ها با «تخمک گذاری نهان» و رابطه جنسی با نرهای مختلف، موفق شدند از مرگ احتمالی فرزندانشان به دست نرهای گروه جلوگیری کنند، در دومین مرحله «تخمک گذاری نهان» باعث شده است انسان بدوی به زندگی تک همسری رو بیاورد. زیرا زن بدوی با پنهان کردن زمان تخمک گذاری اش می توانست حمایت و حضور مرد بدوی را که برای زنده ماندن فرزندانش اجتناب ناپذیر بوده است را حفظ کند.

در حقیقت «انتخاب طبیعی» راهی از پیش معلوم نیست که همیشه هدفش از قبل معلوم باشد. بلکه یک «ویژه گی» که در برهه ای خاص عملکردی مشخص دارد، می تواند با گذشت زمان آن عملکرد را از دست بدهد و نقش دیگری در زندگی آن موجود بازی کند.

نکته ای که در اینجا ذکر آن مهم می باشد، این است که رشد و تکامل مغز انسان تحولات عظیمی را در زندگی اوایجاد کرده است. پیشرفت تمدن بشری، عوامل بیشماری را در زندگی و روان و روابط او با هم نوعانش بوجود آورده است. او با خلق فرهنگ، مذهب، هنر، رابطه ای نمادین نیز با دنیا بوجود آورده است. تمامی این عوامل بدون شک بر ص.کسوآلیته بشر اثر گذاشته اند. هدف ما در این مقاله، تنها بررسی ص.ک.سوآلیته از دیدگاه بیولوژی تکاملی بود. ولی ذکر این نکته لازم است که برای درکی صحیح ازص.ک.سوآلیته انسان، آن را باید در ابعاد دیگر فرهنگی-روانی-اجتماعی اش نیز بررسی کرد. که متاسفانه در کادر این مطلب نمی گنجید.

چگونه زنان میل جنسی‌شان را از دست می‌دهند؟

در بسیاری از زنان کاهش هورمون، استرس های شغلی، مشکلات بین فردی با همسر، یائسگی و سایر مسائل باعث از بین رفتن میل جنسی می شود.

زندگی بدون تمایل جنسی!

از دست رفتن میل جنسی یکی از شایع ترین اختلالات آمیزشی است که زنان زیادی را در سنین مختلف درگیر می کند. برخلاف مردان که عدم توانایی نعوظ شایع ترین مشکل جنسی آنها می باشد، در مورد زنان ترکیبی از مسائل فیزیکی و روحی باعث ایجاد اختلال در میل جنسی می شود و این چیزی است که به راحتی با تجویز یک دارو، درمان پذیر نخواهد بود. اما امروزه به کمک درمان های مختلف ، امکان بازگشت این غریزه به حالت طبیعی را تا حدودی امکان پذیر کرده اند.

از دست دادن میل جنسی چیست؟

برخلاف تصور عامه، متخصصان معتقدند که آمیزش جنسی متوالی تاثیری بر میل جنسی و یا خشنودی از آن ندارد.

بعضی ها معتقدند که میل جنسی چیزی فراتر از مشکل مربوط به کاهش این میل است. انگیزش جنسی یک مولفه بیولوژیکی از امیال است که بازتاب آن به صورت میل جنسی خود انگیز شامل تفکر جنسی، تخیل شهوت‌زا و رویا بروز می‌کند.

در واقع نتیجه سیگنال بدن چیزی مشابه کردار جنسی است. میل و انگیزش جنسی به طور طبیعی با افزایش سن کاهش می یابد. اما میل جنسی ترکیبی از فاکتورهای روانی و بین فردی را نیز در بر می‌گیرد که در مجموع باعث آمادگی برای انجام آمیزش است.

بالاتر و فراتر از شهوت چیزی مشابه صمیمیت در روابط باعث ایجاد آمادگی برای آمیزش جنسی می شود.

به عنوان مثال اگر شما از همسر خود ناراحت باشید ، ممکن است در آن برهه زمانی دچار شهوت شوید ولی حاضر نخواهید بود به همسر خود نزدیک شوید. بنابراین تمامی جنبه های موثر در میل جنسی باید مورد آزمایش قرار گیرد تا دلیل اصلی مشکل مشخص شود. شایع ترین عوامل از دست رفتن میل جنسی در زنان عبارتند از:

1- مشکلات روابط بین فردی: مسائل عملکردی همسر، عدم رضایت روحی در روابط، تولد فرزند و تبدیل شدن به پرستار کودک باعث کاهش میل جنسی می شود.

2-تاثیرات اجتماعی فرهنگی: استرس‌های شغلی، فشار همگنان و تصاویر رسانه ای از جنسیت می‌تواند به طور منفی میل جنسی را تحت تاثیر قرار دهد.

3-کاهش تستسترون: هورمون تستسترون میل جنسی مردان و زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. سطح تستسترون در دهه 20 زندگی زنان در اوج مقدار خود می‌باشد و سپس به موازات افزایش سن مقدار آن نیز به طور متوالی کاهش خواهد یافت تا دوران یائسگی شروع شود، هر چند که دوران یائسگی نیز پایان میل جنسی در همه زنان نیست.

4-مشکلات بالینی: بیماری‌های روحی مثل افسردگی یا اختلالات تیروئیدی، اندرومتروز و یا فیبرویدز میل جنسی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

5-داروها: بعضی داروها مثل داروهای ضد افسردگی خاص، داروهای کاهنده فشار خون و داروهای ضد بارداری خوراکی باعث کاهش میل جنسی می شود.

6-سن: سطح خون حاوی آندروژن به موازات افزایش سن مدام در حال کاهش خواهد بود.

درمان

بدلیل اینکه این اختلال حاصل ترکیبی از مسائل فیزیکی و روحی است، لذا ترکیبی از درمان ها برای رفع این اختلال لازم است.

1- مشاوره فردی/ درمان جنسی: درمان جنسی برای افراد و زوجین بسیار موثر است. عدم میل جنسی معمولا هر دو طرف را تحت تاثیر قرار می دهد و لذا مشاوره هر دو می تواند بسیار موثر و مفید واقع شود.

2-تعویض داروها و یا تغییر در میزان مصرف: اگر دلیل اصلی اختلال داروها باشد، تغییر در نوع دارو  و استفاده از درمانهای جایگزین توصیه می شود. به عنوان مثال اگر داروهای ضد بارداری خوراکی باعث کاهش سطح تستسترون شده می توان از روش های دیگر ضد بارداری که غیر هورمونی است استفاده کرد.

3-توجه به مشکلات بالینی: درمان امراض خاص مثل فیبروئید به کمک جراحی می تواند مفید باشد.

4-استروژن های واژنی: در زنان یائسه، خشکی واژن که دلیل اصلی عدم رضایت از آمیزش است به کمک کرم استروژن واژنی قابل درمان است.

5-درمان تستسترون: با اینکه هورمون یا داروی خاصی برای درمان مشکلات جنسی وجود ندارد، اما بعضی متخصصان زنان و زایمان استفاده از این هورمون را برای افزایش سطح آن به حد طبیعی پیشنهاد می کنند.

پیدا کردن کلیتو.روس/ قسمت دوم و پایانی

بعضي از زنها هستند كه اندام تناسلي كاملاً توسعه يافته دارند بطوريكه تمام ساختمان آن به وضوح قابل رؤيت است، مانند موردي كه در عكس قبل ديده مي‌شود. کلیتو.روس و لبه‌هاي داخلي نشان داده شده در عكس قبل در اندازه متوسط هستند. مزايا و معايبي براي داشتن اندام تن*اسلي كوچك، متوسط و يا بزرگ نيست. همه آنها به خوبي كار مي‌كنند. تنها مزيت داشتن لبه‌هاي فرج و کلیتو.روس بزرگ اينست كه يافتن آنها راحت تر خواهد بود، اما الزامي براي تحريك بهتر نخواهد بود. در بيشتر اوقات، قسمت ميله‌اي شكل کلیتو.روس توسط كلاهك و يا ساختمان اطراف آن پوشيده شده است. براي يافتن آن احتمالاً شما بايد از انگشتتان استفاده بكنيد. در بيشتر مواقع اينكه شما قبل از برانگيختگي محل کلیتو.روس را بيابيد كمك بزرگي براي شما خواهد بود. اگر شما به ارامي و نرمي كلاهك کلیتو.روس را بگيريد و انگشتتان را بر روي آن بلغزانيد، احساس خواهيد كرد قسمت ميله‌اي شكل کلیتو.روس پر از خون خواهد شد. در اغلب موارد تشخيص آن راحت خواهد بود زيرا بطور متوسط اين قسمت ميله‌اي شكل حدود 1.9 سانتيمتر طول و حدود 6 ميليمتر قطر دارد. در برخي موارد ممكن است شما احساسي مانند پر شدن يك رگ از خون بكنيد و در برخي موارد ممكن است چوچوله خيلي كوچك تر از آن باشد كه بتوان آنرا تشخيص داد. عكسهاي نشان داده شده در زير نشان مي دهند كه چگونه مي‌توان قسمت ميله‌اي شكل کلیتو.روس را با انگشت امتحان كرد.

در شكل بالا، زن در حال پيدا كردن کلیتو.روس خود بوسيله فشردن و لمس كردن قسمت بلوطي شكل است

در شكل بالا، زن در حال پيدا كردن کلیتو.روس خود بوسيله لمس كردن و چرخاندن انگشتان پيرامون قسمت ميله‌اي شكل مي‌باشد

پیدا کردن کلیتو.روس


پيدا كردن کلی.توروس

بيشترين سؤالاتي كه مي شود در مورد يافتن کلیتو.ر.س در زنان است. پيدا كردن کلیتو.ر.س كمي مشكل و سخت است. دليل ان اينست كه اندام تنا*سلي زنان به هزاران شكل و اندازه است. هركدام از آنها منحصر به فرد است. موضوع وقتي بدتر مي‌شود كه کلیتو.ر.سها معمولاً خيلي كوچك هستند و همچنين در زير چروكهاي پوست هم مخفي مي شوند. حتي کلیتورو.سهايي هستند كه شما نمي‌توانيد آنها را احساس و يا لمس كنيد. زنان زيادي هم نمي‌دانند كه کلیت.وروسه‌شان در كجا قرار گرفته و يا به چه شكل است و اين موضوع به اين خاطر است كه آنها از كاوش كردن مه*بل منع شده‌اند و به آن تشويق نشده‌اند. به همين دليل اگر شما نمي‌توانيد کلیتو.روس خود و يا دوست دخترتان را بيابيد وقتي براي اولين بار اقدام به اين كار مي‌كنيد، احساس بدي نكنيد. براي يافتن کلیتو.روس لازم است كه شما در ابتدا به آن دسترسي داشته باشيد. براي اين منظور لازم است كه يك زن كاملاً لخت شود و براحتي و بطور كامل پاهايش را از يكديگر باز كند. به اين صورت نيست كه شما بتوانيد با دست زدن از روي شورت زنانه قادر به يافتن آن باشيد وقتي كه در صندلي عقب اتومبيل نشسته‌ايد. همچنين شما نبايد كه يافتن کلیتو.روس را در يك مكان تاريك شروع كنيد. شما نياز به نور به اندازه كافي داريد.
کلیتو.ر.س هايي هستند كه به اندازه كافي كوچكند و قابل لمس نيستند. هر چيزي به سادگي نرم و گرم و مرطوب احساس مي شود. اگر يك کلیتو.روس زنانه شق باشد، گرفتن آن در اين شرايط خيلي راحت‌تر خواهد بود. به دليل اينكه آن محكم مي‌شود و شبيه بافتهاي نرم و اسفنجي‌اي كه آنرا احاطه كرده نمي‌باشد. اگر شما آنرا سخت و غير قابل حركت احساس كنيد، آن شبه استخوانهاي شرمگاهي است. براي يافتن يك کلیتو.روس لازم است كه شما در ابتدا لبه‌هاي داخلي مه*بل بشناسيد. اين موضوع به آن دليل است كه کلیتو.روس در بالاي محل تقاطه دو لبه داخلي و در نزديك بالاي شكاف اندام تناسلي واقع شده است. مقداري از لبه‌هاي داخلي با اندكي از كلاهك بلوطي شكل کلیتو.روس باهم ادغام شده‌اند، در نقطه‌اي كه به آن فرنوم مي‌گويند، مقدار ديگري با كلاهك ادغام شده و مقداري با هردو. ممكن است كه دقيقاً نتوان گفت كه لبه‌هاي داخلي كجا تمام مي شوند و كلاهك كجا شروع مي‌شود. زناني هستند كه اصلاً بافتهاي لبه داخلي ندارند، بنابراين در مواردي ممكن است كه لازم باشد تا خود کلیتو.روس را جستجو كنيد. عكس مي‌تواند براي تشخيص قسمتهاي مختلف به شما كمك كند.
عكس بالا شكل يك مه*بل را در حالتي كبه‌هاي آن از هم باز نيستند را نشان مي دهد. در اين شكل، زن موهاي شرمگاهي خود را تراشيده است و به همين دليل اجزا به خوبي مشخصند. لازم نيست كه حتماً يك زن موهاي شرمگاهيش را بتراشد يا كوتاه كند چون اين موضوع يك انخاب فردي است. کلیتو.روس  يك زن در قسمت بالايي شكاف تنا*سلي واقع شده است. در اين عكس شما نمي توانيد قسمت بلوطي شكل کلیتو.روس را به وضوح ببينيد. شما فقط مي‌توانيد كلاهك کلیتو.روس را ببينيد، كه در زير آن قسمت بلوطي شكل و قسمت ميله‌اي شكل آن واقع شده‌اند
شكل نشان داده شده در بالا حالتي از فرج را نشان مي دهد كه لبه‌هاي خارجي و لبه‌هاي اصلي از يكديگر باز شده اند. لبه‌هاي داخلي و كلاهك کلیتو.روس  به وضوح قابل رؤيتند. در عكس بالا شما مي‌توانيد قسمت بلوطي شكل کلیتو.روس را هم ببينيد. توجه كنيد كه در عكس، کلیتو.روس در بالاي جايي كه لبه‌هاي داخلي همديگر را قطع مي‌كنند واقع شده است، حتي اگر شما كاملاً نتوانيد قسمت بلوطي شكل کلیتو.روس را ببينيد. در عكس ، زن توانسته قسمت بلوطي شكل کلیتو.روس خود را بوسيله استفاده از انگشتش براي عقب راندن كلاهك، پيدا كند. در بعضي موارد، شما نمي‌توانيد كلاهك را فرو ببريد و به سمت بدن فشار بدهيد تا قسمت بلوطي شكل کلیتو.روس را ببينيد. در بعضي موارد ممكن است كه كلاهك تا يك اينچ دورتر از قسمت بلوطي شكل کلیتو.روس گسترده شده باشد، و يا اينكه باز شدن كلاهك خيلي كوچك باشد كه به شما اجازه دسترسي به قسمت بلوطي شكل را ندهد

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 56 مشترک دیگر بپیوندید